السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
مقدمه 34
جذوات و مواقيت ( فارسى )
خود دست به جعل لغات مىزد . عبارات فارسى و عربى را در هم مىآميخت . در زمينهء تركيب و ساختار عبارتها نيز گاه از قواعد معمول عدول مىكرد و انديشههاى خويش را در قالبهايى فراتر از قيد و بندهاى معمول ادبى القا مىنمود ؛ و همين باعث شده بود تا نثر وى نثرى متكلّفانه و آميختهء با تعقيد و پيچيدگيهاى خاصّ باشد . در نتيجه بسيارى از فهم مطالبش عاجز باشند و درك نوشتههايش را نوعى هنر بدانند . مير خود در پاسخ به يكى از منتقدان معاصرش چنين مىنگارد : « نهايت مرتبهء بىحيايى است كه نفوس معطّله و هويّات هيولانيه در برابر عقول و جواهر قادسه به لاف گزاف و دعوى بىمعنى برخيزند . اين قدر شعور بايد داشت كه سخن من فهميدن هنر است ، نه با من جدال كردن و بحث نام نهادن . » « 1 » علّامه سيّد محسن امين نيز پيرامون نثر خاصّ مير چنين مىنويسد : « و عباراته فى بعض مؤلّفاته غير خالية من التعقيد ؛ و قد يستعمل فى عناوين كلامه الفاظا تفرّد باستعمالها به حال شبيه بالتقعّر . » « 2 » پيچيدگيهاى نثر مير و دشوارى فهم آن به حدّى است كه برخى براى آن داستانها ساختهاند و گاه آن را به نظم در آوردهاند . از جمله شاعر معاصر ، نيما چنين حكايت كرده است : ميرداماد شنيدستم من * كه چو بگزيد بن خاك وطن بر سرش آمد و از وى پرسيد * ملك قبر كه : « من ربّك من ؟ » مير بگشاد دو چشم بينا
--> ( 1 ) . ر . ك : تقويم الإيمان ، ص 78 . ( 2 ) . أعيان الشيعة ، ج 9 ، ص 189 .